تبليغاتX
واژگان خیس

خاتون دلم

نزدیک تر از من به تو کیست

تا بگویمش

پنج

عدد حیرت انگیزی نیست

اگر

چهار بار مرده باشی

 

+ نوشته شده توسط مینو نصرت در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 10:28 |
 

کجا بود آن جهان ...

ازکتاب مدایح بی صله

احمد شاملو

 

کجا بود آن جهان


که کنون به خاطره‌ام راه بر بسته است؟ ـ:


آتش بازی‌ی بی‌دریغ شادی و سرشاری


در نُه‌ توهای بی‌روزن آن فقر صادق.


قصری از آن دست پر نگار و به‌آئین


که تنها


سر پناهکی بود و


بوریائی و


بس.

 

کجا شد آن تنعم بی‌اسباب و خواسته؟

 

کی گذشت و کجا


آن وقعه‌ی ناباور


که نان پاره‌ی ما برده‌گان گردن‌کش را


نان خورشی نبود


چرا که لئامت هر وعده‌ی گَمِج


بی‌نیازی‌ی هفته‌ئی بود


که گاه به ماهی می‌کشید و


گاه


دزدانه از مرزهای خاطره


می‌گریخت،


و ما را


حضور ما


کفایت بود؟

 

دودی که از اجاق کلبه بر نمی‌آمد


نه نشانه‌ی خاموشی‌ی دیگ‌دان


که تاراندن شورچشمان را


کلکی بود


پنداری

 

تن از سرمستی‌ی جان تغذیه می‌کرد


چنان که پروانه از طراوت گل.


و ما دو


دست در انبان جادوئی‌ی شاه سلیمان


بی‌تاب‌ترین گرسنه‌گان را


در خوانچه‌های رنگین کمان


ضیافت می‌کردیم.


هنوز آسمان از انعکاس هلهله‌ي ستایش ما


(که بی‌ادعاتر کسان‌ایم)


سنگین است.

 

این آتش‌بازی‌ی بی‌دریغ


چراغان حرمت کیست؟

 

لیکن خدای را


با من بگوی کجا شد آن قصر پر نگار به‌آئین


که کنون


مرا


زندان زنده‌بیزاری‌ست


و هر صبح و شام‌ام


در ویرانه‌های‌اش


به رگ‌بارِ نفرت می‌بندند.



 

کجائی تو؟


که‌ام من؟


و جغرافیای ما


کجاست؟

 

 

+ نوشته شده توسط مینو نصرت در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 13:2 |